سلام مهمان گرامی.شما هنوز ثبت نام نکرده اید برای ثبت نام کلیک کنید تا از همه امکانات فروم بهره مند شوید.

در صورتی که قبلا ثبت نام کرده اید از قسمت ورود در بالای همین صفحه، نام کاربری و پسوردتان را وارد کنید.

اگر رمز عبور یا نام کاربریتان رو فراموش کرده اید از این لینک برای بازیابی آن استفاده کنید.

برای تماس با ما از این فرم استفاده کنید
روند یاب - صفحه 9
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 789
نمایش نتایج: از 81 به 89 از 89

موضوع: روند یاب

  1. #81
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    "اشتباه پذیری" رمز موفقیت در بازار سهام


    همه آنچه میخواهم بدانم این است که کجا خواهم مرد تا هیچگاه به آنجا نروم!

    «انتقادپذیر باشید»؛ حتما بارها این عبارت نصیحت.گونه و پندآموز را از بزرگان، معلم خود یا والدین و دوستان شنیده.اید، اما تجربه فعالیت در بازار سهام نشان می.دهد که در این عرصه، «انتقادپذیری» خود را به صورت «اشتباه.پذیری» نشان می.دهد.

    گروه بورس- «انتقادپذیر باشید»؛ حتما بارها این عبارت نصیحت.گونه و پندآموز را از بزرگان، معلم خود یا والدین و دوستان شنیده.اید، اما تجربه فعالیت در بازار سهام نشان می.دهد که در این عرصه، «انتقادپذیری» خود را به صورت «اشتباه.پذیری» نشان می.دهد.
    به این ترتیب در بازار سهام باید اشتباه.پذیر بود و اشتباهات مرتکب شده را به راحتی پذیرفت، در غیر این صورت اگر به اشتباهات خود اقرار نکنید، بهتر است در انتظار موفقیت در بازار سرمایه هم نباشید.
    جورجی شوارتز سرمایه.گذار مشهور آمریکایی در یکی از جملات معروف درباره راز موفقیت خود می.گوید: «جایی که فکر می.کنم از دیگران پیشی گرفتم، در تصدیق اشتباهاتم است... این راز موفقیت من است.»
    وارن بافت نیز معتقد است: .«تا هنگامی که یک سرمایه.گذار از اشتباهات بزرگ دوری می.کند، تنها باید کارهای بسیار کمی انجام دهد.»
    چارلی مانگر دیگر فرد شناخته شده دیگر در عالم سرمایه.گذاری می.گوید: «فورا اشتباهات را تشخیص داده و عکس.العمل نشان دهید.»
    کتاب 23 اصل موفقیت وارن بافت هم به بررسی ابعاد مختلف اصل مهم «اشتباه.پذیری» در سرمایه.گذاری پرداخته است: افراد موفق بر اجتناب از اشتباهات تمرکز کرده و هرگاه متوجه آن می.شوند، اصلاحش می.کنند. گاهی اوقات، موفقیت تنها با تمرکز بر اجتناب از خطا حاصل می.شود. این دقیقا همان روشی است که باعث شد جونا برینگتون در مسابقات اسکواش در دهه.های 60 و 70، قهرمان جهان و بریتانیا شود.
    اما نقشه راه سرمایه.گذار خبره در این زمینه چگونه است. او می.داند که ممکن است اشتباه کند. لحظه.ای که متوجه اشتباهاتش می.شود، آنها را اصلاح می.کند. در نتیجه به ندرت پیش می.آید که مشکلات او چیزی بیش از زیان.های کوچک باشد؛ در شرایطی که سرمایه.گذار بازنده دست از سرمایه.گذاری.هایی که در آنها شکست خورده نمی.کشد و امیدوار است که بتواند ضررش را جبران کند؛ در نتیجه اغلب از زیان.های بزرگ رنج می.برد.
    به طور دقیق، مانند تمام اهداف ساده، دستیابی به این هدف نیز آسان نبود. برینگتون مجبور بود بسیار آماده و استقامت بالایی داشته باشد. او حریفش را خسته کرد. پس از سه، چهار یا پنج ساعت، حریف او خسته شده بود. اما برینگتون همچنان پابرجا بود و داشت به توپ ضربه می.زد، به نظر خستگی.ناپذیر می.آمد در حالی که اشتباهات حریفش شروع شد و به همین دلیل مسابقه را باخت. به عبارت دیگر، برینگتون هیچ گاه پیروز نشده است، بلکه رقبایش همواره شکست خورده.اند.
    بانک بهتر است یا سرمایه.گذاری؟!
    اگر برینگتون مدیریت یک صندوق سرمایه.گذاری مشترک را بر عهده داشت، احتمالا همیشه تمام سرمایه.گذاری.های خود را بر روی اوراق خزانه کوتاه.مدت انجام می.داد. مسلما او نمی.توانست سود قابل توجهی به دست آورد اما فقط با اجتناب از اشتباه، هیچ.گاه متحمل زیان نمی.شد.
    اگر فکر می.کنید نگاه داشتن حجم زیادی از پول نقد روش بدی برای سرمایه.گذاری است، باید تعدادی از کسانی را که من در طی سال.ها راهنمایی کرده.ام را ببینید. یکی از پرسش.های مورد علاقه.ام از افراد این است: «تصور کنید هیچ.گونه سرمایه.گذاری انجام نمی.دادید و فقط پول خود را در بانک می.گذاشتید، امروز وضعتان بهتر نبود؟»
    حتی خود من نیز وقتی از یکی از مراجعین خود به نام ژئوف، شنیدم که گفت: «اگر پولم را در بانک می.گذاشتم اکنون 5 میلیون دلار بیشتر داشتم»، کاملا شگفت زده شدم. جک یکی دیگر از موکل.های من، 7 میلیون دلار را اینگونه از دست داده بود! آنچه در بین این دو نفر مشترک است، تمرکز صرف آنها روی سود بود. هیچ کدام از آن دو اهمیت اجتناب از اشتباه را درک نکردند؛ تا اینکه با یادآوری من میزان ضررهایشان را محاسبه کردند.
    رویکرد یک سرمایه.گذار خبره تمرکز بر روی سود نیست. همان.طور که بافت در یکی از نامه.های خود به سهامداران می.نویسد، چارلی مانگر قائم.مقام برکشایر مانند برینگتون «چه در زمینه معامله و چه در مسائل زندگی، همواره بر مطالعه اشتباهات بیشتر از موفقیت.ها تاکید داشت. او نیز تفکر همان انسانی را دارد که می.گوید: همه آنچه می.خواهم بدانم این است که کجا خواهم مرد تا هیچ.گاه به آنجا نروم.»
    جورجی شوارتز نیز همواره مراقب اشتباهاتی است که ممکن است مرتکب شود. او می.گوید: «ممکن است من نیز مانند هر سرمایه.گذار دیگری اشتباه کنم، اما همیشه مایل بودم که سریع.تر متوجه آنها شوم تا بتوانم قبل از آنکه زیان شدیدی را ایجاد کنند، آنها را اصلاح کنم.»
    از آنجا که اولین هدف سرمایه.گذار خبره حفظ سرمایه است، در واقع اولویت اولش تمرکز بر دوری از اشتباه و اصلاح آنها در صورت وقوع بوده و اولویت دوم کسب سود می.باشد. این عبارت به آن معنا نیست که او بیشتر روز خود را به دنبال اشتباهات بگردد تا از آنها دوری کند. در واقع او با تعیین دقیق حوزه مهارت، اکثر اشتباهات ممکن را از سر راه خود برداشته است. همان.طور که بافت می.گوید:
    چارلی و من یاد نگرفته.ایم که چگونه مشکلات سخت معاملاتی را حل کنیم. آنچه یاد گرفته.ایم دوری از آنها است... به طور کلی، ما با دوری کردن از خطرات عملکرد بهتری داشته.ایم تا با مواجه شدن با آنها.
    وارن بافت چگونه با اشتباهش مواجه شد؟
    اکثر مردم فکر می.کنند اشتباهات سرمایه.گذاری و ضررهایی که سرمایه.گذار متحمل می.شود، با یکدیگر یکی هستند. تعریف سرمایه.گذار خبره از اشتباه، بسیار موشکافانه.تر است:

    از نظر او
    اشتباه تنها عدم پیروی از سیستم سرمایه گذاری خود است.

    حتی زمانی که یک سرمایه.گذاری ناسازگار با معیارهای او، با سوددهی به پایان می.رسد، او به این سرمایه.گذاری به عنوان یک اشتباه می.نگرد. اگر سرمایه.گذار خبره با دقت زیاد از سیستم خود پیروی کند، چطور می.تواند دچار اشتباهاتی از این قبیل گردد؟ برای پاسخ به این سوال اجازه دهید مثالی بزنیم.

    در سال 1961 وارن بافت یک میلیون دلار یعنی یک پنجم دارایی شرکت تضامنی خود را صرف خرید سهام مدیریتی شرکت دمپستر میل کرد. این شرکت آسیاب بادی و ابزار کشاورزی می.ساخت. در آن روزها بافت از رویکرد گراهام در خرید، یعنی «خریدهای سهام بسیار ارزان» پیروی می.کرد و شرکت دمپستر کاملا در این دسته قرار می.گرفت.
    بافت به عنوان سهامدار عمده، رییس هیات. مدیره شد. هر ماه او «از مدیران می.خواست تا هزینه.های غیر ضروری را کاهش دهند و موجودی انبار را متعادل سازند. اما آنها تملق.گویی می.کردند و منتظر می.ماندند تا او به خانه.اش بازگردد و به سهل.انگاری خود مشغول شوند.» او متوجه اشتباه خود در به عهده گرفتن کنترل آن شرکت شد و بلافاصله شرکت را به فروش گذاشت. اما خریداری نبود. او متوجه تفاوت بین سهامداران دارای حق کنترل و جزء نشده نبود. اگر او مالک 10 یا 20 درصد سهام بود به آسانی می.توانست آنها را بفروشد، اما با فروش 70 درصد سهام، در واقع او سعی می.کرد کنترل شرکت را بفروشد. چیزی که هیچ.کس آن را نمی.خواست.
    او دوباره به شرکت بازگشت و متوجه شد که آنجا دلخواه او نیست. او برای اصلاح اشتباهش سراغ چارلی مانگر رفت. او دوستی را می.شناخت که مناسب دمپستر بود. این فرد هزینه.ها را کاهش داد، موجودی انبار را کم کرد و نقدینگی شرکت را خارج کرد؛ که بافت با وجه نقد حاصل از آن شرکت مجددا در اوراق بهادار سرمایه.گذاری کرد.
    سرانجام بافت در سال 1963 دمپستر را به قیمت 3/2 میلیون دلار فروخت که امروزه سودآور و دارای دو میلیون دلار سرمایه.گذاری در اوراق بهادار می.باشد. بعدها بافت تصدیق کرد که می.توانست چنین اشتباهی را سریع.تر اصلاح کند یعنی درست زمانی که یک سهامدار بود و نه مالک شرکت.
    راز موفقیت
    بافت با آغوش باز اشتباهات خود را می.پذیرد. نگاهی به گزارش سالانه او به سهامداران این موضوع را کاملا مشخص می.سازد. هر ساله او بخش کاملی از گزارش خود را به «اشتباهات مرتکب شده» اختصاص می.دهد. همچنین، مبنای فلسفه سرمایه.گذاری شوارتز این باور است که «من جایز الخطا هستم.»
    روش او برای پرداختن به خطا.هایش در درون سیستم وی تعبیه شده است. او می.نویسد: «من برای شناسایی اشتباهات خود، معیاری دارم و آن «رفتار بازار» است.» وقتی بازار به او می.گوید که مرتکب اشتباه شده، فورا در صدد عقب.نشینی بر.می.آید. در غیر این صورت از سیستم خود پیروی نکرده است. وی با تاکیدی که بر جایزالخطا بودن دارد، به طور منطقی، تشخیص اشتباهات خود را معادل «راز موفقیت» خودش می.داند.
    سرمایه.گذار خبره در صورتی که تشخیص.دهد مرتکب اشتباهی شده، در پذیرش آن دچار هیچ.گونه تزلزل عاطفی و.تردید نخواهد شد و مسوولیت اشتباه خود را می.پذیرد و آن را اصلاح می.کند. البته سیاست او برای حفظ سرمایه در مواردی که سرمایه.گذاری اشتباهی انجام داده این است که ابتدا آن را بفروشد و سپس اشتباه خود را تحلیل کند.

    http://www.donya-e-eqtesad.com/news/433069
    ویرایش توسط روند یاب : 04-30-2014 در ساعت 12:34 PM

    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  2.  

  3. #82
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    توصیه هایی برای سرمایه گذاران و فعالان بورس

    در این گزارش سعی شده چکیده.ای از سخنان وارن بافت در مورد نحوه موفقیت در بازار بورس برای دوستداران این بازار ارائه شود.



    گروه بین الملل ؛بازار خبر- وارن بافت (warren Baffet) متولد آگوست 1930 و یکی از بزرگترین تجار امریکا بوده و لقب بزرگترین و موفق ترین سرمایه گذاران قرن بیستم را به خود اختصاص داده است. بافت رئیس ، مدیر عامل و بزرگترین سهام دار Berkshive Hathaway بوده و نام او بارها میان لیست ثروتمندترین افراد دنیا قرار گرفته است.

    شاید برای خیلی افراد سوال باشد که وی چگونه توانسته چنین ثروت و قدرت نفوذی در بازار سهام و اقتصاد داشته باشد و رمز و راز موفقیت وی چیست. برای آشنایی بیشتر و طرز تفکر وی در ادامه به برخی جملات خاص و توصیه های وی در مورد سرمایه گذاری و بازارهای سهام که از مصاحبه های تلویزیونی ، رادیویی و یا مقالات منتشر شده وی گردآوری شده اشاره می کنیم.

    1. قیمت تنها فاکتور خرید سهام نیست
    خرید یک شرکت عالی با قیمت متوسط بهتر از خرید یک شرکت با قیمت عالی است.

    2. برای سرمایه گذاری مناسب لازم نیست نابغه باشید
    در دنیای سرمایه گذاری داشتن IQ بالا فاکتور برتری یک شخص و موفقیت بیشتر وی نیست.

    3. تنها به دلیل اینکه یک سهام طرفدار ندارد آن را خریداری نکنید
    عدم محبوبیت یک سهام به معنی با ارزش بودن آن سهام نیست بالعکس این قضیه نیز صادق است . محبوبیت زیاد یک سهام و داشتن طرفدار زیاد هم دلیلی بر مناسب بودن آن سهام برای سرمایه گذاری نیست.

    4. بهترین زمان برای خرید یک شرکت زمانی است که آن شرکت به دردسر افتاده
    بسیاری از افراد تصور می کنند که بهترین زمان خرید یک شرکت زمانی است که بیشترین سود و کارایی را دارد. بلکه واقعیت این است که بهترین زمان برای خرید زمانی است که شرکت موردنظر با بحران و مشکل رو به رو است .

    5. بلند مدت فکر کنید
    هنگامیکه پس از مطالعه و پیدا کردن یک شرکت برای سرمایه گذاری متناسب با وضعیت اقتصادی خود ،.قصد خرید سهام را داشتید حداقل برنامه 10 تا 20 ساله برای داشتن سهام آن شرکت را داشته باشید.

    6. زمانی که بقیه می ترسند
    سرمایه گذاران باید این نکته را در ذهن داشته باشند که هیجان دشمن بزرگ آنها است. افراد برای خرید یک سهام باید بدانند هنگامیکه دیگران در حال طمع کردن هستند محافظه کار باشند و زمانی که دیگران می ترسند به خود ترسی راه ندهند.

    7. در هنگام انتخاب و خرید سهام سیاست و پیش بینی های کلان اقتصادی را نادیده بگیرید
    تحولات اقتصادی و پیش بینی های بزرگ اقتصادی بزرگترین عامل تردید و ترس سهامداران است. برای مثال 40 سال پیش هیچ کس جنگ ویتنام و شوک نفتی در دنیا را پیش بینی نمی کرد با این حال بسیاری از بازارها را تکان داد.

    8. قیمت و ارزش مقوله یکسانی نیست
    مدت ها پیش بن گراهام به من آموخت قیمت آن چیزی است که می پردازی و ارزش آن چیزی است که به دست می آوری قصد خرید شما چه سهام باشد چه سوهان ! به دنبال ارزش واقعی آن باشید نه قیمت.

    9. زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد
    زمان بهترین دوست یک تجارت و کسب و کار خوب است. در مقابل دشمن افرادی که در سرمایه گذاری و کسب و کار عجله می کنند است.


    http://www.bazarkhabar.ir/News.aspx?ID=66243
    ویرایش توسط روند یاب : 04-30-2014 در ساعت 01:51 PM

    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  4.  

  5. #83
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    ۱۳ ترفند از برترین سرمایه گذار دنیا “وارن بافت” برای موفقیت در بازار سهام


    او مدیر عامل و بیشترین سهام.دار شرکت برکشایر هاتاوی می.باشد. دارایی خالص او در حال حاضر ۵۲ میلیارد دلار برآورد شده.است و در رتبه.بندی فوربس در سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی، به عنوان ثروتمندترین مرد جهان شناخته شده.است.


    وارن بافت (Warren Buffett) را برترین سرمایه گذار حال حاضر دنیا می دانند. مهارت های عجیب او در انتخاب سهام موفق، این میلیاردر خود ساخته را در صدر بهترین سرمایه گذاران قرار داده. با این حال موفقیت او بیش از هر چیز، ناشی از اعتقادش به مهارت های فردی خود و نیز سر پیچی از دنباله روی از عموم است.





    آقای بافت تنها در کمپانی هایی سرمایه گذاری می کند که به نظرش از معیارهای مشخصی برخوردار هستند. وقتی هم که اوضاع طبق میلش پیش نرود یا منابع خارجی قواعد جدیدی برای سرمایه گذاری پیشنهاد کنند، اصلاً فشاری بر دوش خود حس نمی کند.در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید تا ۱۳ نکته از زبان وارن بافت -که گاه چند خط و گاه تنها یک تک جمله هستند- را با شما در میان بگذاریم.

    درس اول: در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید
    وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک ۸۲ ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: «من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. ۳ پروفسور [داور] آنجا بودند و مدام می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم “نه،نه، قرارمان ساعت ۳ بود.” بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.»

    درس دوم: کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست
    آقای بافت می گوید: «سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادفانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد» بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند. (قابل توجه مسئولان فضای کسب و کار)

    درس سوم: قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید
    نظر آقای بافت در این باره جالب است: «در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار می کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.» (قابل توجه جوانان جویای کار و همسر)

    درس چهارم: پیش بینی کنید که آینده چه شکلی خواهد داشت
    و اما درباره نگاه به آینده، آقای بافت می گوید: «من [برای سرمایه گذاری] دنبال کسب و کارهایی می گردم که بتوانم پیش بینی کنم ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. این به معنای جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کما بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.»«بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می کنم، سعی می کنم و بالاخره هم تشخیص می دهم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه گذاری اجتناب می کنم.»

    درس پنجم: به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنید
    و حالا اندرز آقای بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانید: «به هم کلاسی های تان نگاه کنید. یکی را که شخصیتش را دوست دارید برای خرید انتخاب کنید و یکی دیگر را که به نظرتان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها[ی دخیل در تصمیم گیری] را یادداشت کنید و خواهید دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می آیند. پس آنها را بنویسید و دنبال کنید.»

    درس ششم: تشخیص دهید که از چه کسی خوش تان می آید و از چه کسی بدتان

    آقای بافت تقریباً درباره هر چیزی نظر خاص خودش را دارد. همه دارند. او می گوید: «آدم یا آدم هایی را که بیش از همه تحسین می کنید انتخاب کرده و بعد بنویسید که به چه خاطر او/آنها را ستایش می کنید. حق ندارید اسم خودتان رو توی این فهرست بیاورید.»«بعد [از اینکه فهرست را پر کردید] فرد/افرادی را فهرست کنید که صادقانه، دو سنت هم برای شما نمی ارزند و ویژگی هایی را که باعث شده از او/آنها روی گردان شوید را هم یادداشت کنید.»
    «کیفیت های فرد/افرادی که تحسین می کنید، با کمی تمرین می توانند مال شما شوند و اگر خوب تمرین کنید، شکل دهنده عادت هایتان هم می شوند.»

    درس هفتم: با افرادی کار کنید که برای شان احترام قائل هستید
    آقای بافت با چه افرادی کار می کند: «پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم، فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری باهاشان می شدم، خوشم نیامده بود. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.»«کار کردن با افرادی که باعث می شوند زخم معده بگیرید، -به جرأت می گویم- شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشید که دیگر حماقت است.»

    درس هشتم: موقع استخدام، به سه ویژگی کلیدی افراد نگاه کنید
    زیر دست یکی از ثروتمند ترین افراد دنیا، چه کسانی کار می کنند؟ او مشخصات افراد مناسب برای استخدام را چنین بر می شمرد: «یک بار کسی گفت که در جستجو برای استخدام افراد، دنبال سه کیفیت بگرد: “صداقت، آگاهی و انرژی. و اگر طرف اولی را نداشت، آن دو تای دیگر تو را خواهد کشت.»

    درس نهم: صبور باش

    نظر آقای بافت در مورد صبر این است: «فرقی نمی کند چقدر تلاش و استعداد وسط گذاشته باشی، بعضی چیزها فقط زمان می خواهند. نمی شود که با باردار کردن ۹ زن، ۱ ماهه بچه تولید کرد!»

    درس دهم: با آدم هایی بچرخ که از خودت بهتر هستند

    خود آقای بافت (و البته بیل گیتس) که چنین می کند: «ارتباطاتی به وجود بیاور که در آنها، اخلاق و رفتار افراد از خودت بهتر باشد و آن وقت به طور خودکار، در همان مسیر خواهی افتاد.»

    درس یازدهم: از اشتباهات خودت درس بگیر

    «من اشتباهات زیادی می کنم و در آینده هم اشتباهات زیادی خواهم کرد. این هم بخشی از بازی است. فقط باید اطمینان حاصل کنی که کارهای درست بر اشتباهات چیرگی دارند.»
    درس دوازدهم: تحقیقات خود را انجام بده

    «ریسک ها از اینجا ناشی می شوند که ندانی داری چه می کنی.»

    درس سیزدهم: بدان که تغییر عادت ها سخت است
    «زنجیرهای عادات بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند و در عین حال، بسیار سنگین تر از آن که به راحتی پاره شوند. در سن و سال من، نمی شود عادت ها را تغییر داد. من گیر کرده ام. ولی شما ۲۰ سال بعد، عادت هایی را خواهید داشت که امروز تصمیم گرفته اید در زندگی روزانه تان جاری کنید.»



    http://saten.ir/14594/%D8%AA%D8%B1%D9%81%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%86
    ویرایش توسط روند یاب : 04-30-2014 در ساعت 01:56 PM

    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  6.  

  7. #84
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    فرار از کمرویی با 19 فرمان

    كم رويي عبارت است از احساس بدي كه فرد در مقابل اطرافيان دارد. در اين بحث به عادت.ها و راه.هاي مقابله با اين مسأله خواهيم پرداخت.

    سلامت نیوز: آيا مي.توانيد آخرين باري را كه درون يك اتاق در ميان افراد غريبه ايستاده بوديد، به ياد بياوريد؟ آيا آن موقع احساس خجالت و بي.دست و پايي كرديد؟ آيا وقتي مي.خواهيد از كسي يك سؤال كوچك بپرسيد، خجالت مي.كشيد و حتي براي پرسيدن تاريخ و ساعت، ضربان قلب.تان تند مي.شود؟ آيا وقتي مي.خواهيد براي انجام يك معامله يا خريد به كسي مراجعه كنيد، مردد مي.شويد، آيا اين احساس شما را از زندگي عقب نگه داشته است. صرف.نظر از درونگرا يا برونگرايي افراد، همه انسان.ها در زندگي و در بعضي شرايط و مسائل احساس خجالت مي.كنند. از لحاظ اجتماعي فقط افراد درونگرا كم.رويي را تجربه نمي.كنند. كم رويي عبارت است از احساس بدي كه فرد در مقابل اطرافيان دارد. در اين بحث به عادت.ها و راه.هاي مقابله با اين مسأله خواهيم پرداخت.


    همه ما به دلايل مختلف و درجات متفاوتي اين حس را تجربه مي.كنيم؛ اگرچه دليل آن اغلب بين افراد مشترك است و به يكي از موارد زير ختم مي.شود:

    1) تصوير ضعيف از خود:
    اين مسأله مي.تواند از دوره نوجواني افراد شكل گرفته باشد؛ زماني كه ويژگي.هاي منحصر به فرد ما براي اطرافيان.مان جالب به نظر نمي.رسد و ما فكر مي.كنيم آنها بي.ارزش هستند و سعي مي.كنيم خودمان را شبيه ديگران كنيم و در نتيجه ديگر خودمان نيستيم و حتي احساسات.مان، احساسات واقعي ما نيست. اين افراد معمولا حتي نمي.دانند توانايي.ها و استعدادهاي واقعي.شان در چيست؛ فقط فكر مي.كنند هر شخص ديگري نسبت به آنها جالب.تر و بهتر است.

    2) فكر كردن بيش از حد به خود:
    هنگامي كه در كنار ديگران هستيم، نسبت به كارهاي.مان و آنچه انجام مي.دهيم، حساس.تريم؛ به خصوص وقتي كه در مركز توجه همه باشيم. اين فكر، در ما اضطراب ايجاد مي.كند و باعث مي.شود تمامي حركات.مان براي خودمان سئوال.برانگيز باشد و فكر كنيم آنها را اشتباه انجام داده.ايم! اين مسأله مي.تواند افكارتان را به شكل يك كهكشان مارپيچي به سمت پائين سوق دهد.

    3) برچسب زدن:
    وقتي كه خود را يك فرد خجالتي مي.شناسيم و اين برچسب را روي خودمان مي.زنيم، از لحاظ رواني به مرور با اين احساس خو گرفته و زندگي مي.كنيم و شايد براي هميشه در ما باقي بماند. هنگامي كه برچسب عمل يا صفتي را به خود مي.زنيد، آن صفت به صورت ثابت روي شما باقي مي.مانند و با همان زندگي خواهيد كرد.


    درمان:

    درك كمرويي خود
    نوع كمرويي خود را شناسايي كنيد و دريابيد كه چه تأثيري بر زندگي شما دارد. همان لحظه كه احساس خجالت مي.كنيد، فكر مي.كنيد چه چيزي شما را نگران مي.كند و در چه موقعيت.هايي اين حس به شما دست مي.دهد.


    توجه به خودآگاهي

    دريابيد كه جهان و نگاه همه افراد به شما نيست و مردم آنقدر گرفتاري دارند كه فرصتي براي نگاه كردن به شما نخواهند داشت. به جاي اينكه دائم نگران خود باشيد و خودتان را تماشا كنيد، خودتان را يكي از افراد ديگر و جزء يكي از آنها بدانيد. خود را در برابر موضوعي كه منجر به خجالتي شدن شما مي.شود مسلح كنيد و افكار خود را در اختيار بگيريد، اولين قدم مبارزه و غلبه بر كم.رويي، آگاهي و رفتن به سوي هرگونه تغيير و يا بهبود زندگي است.


    متمايز بودن

    باور كنيد شبيه ديگران بودن خسته.كننده و كسل.كننده و داشتن تفاوت.ها خوب است. در واقع بپذيريد كه شما مثل افراد عادي و معمولي جامعه نيستيد و نمي.خواهيد آن.گونه باشيد. شبيه بقيه بودن شما را خوشحال نخواهد كرد. بپذيريد كه ويژگي.هاي منحصر به فردتان مي.تواند شما را از بقيه متمايز كند.


    خودتان را دوست بداريد

    ياد بگيريد از خودتان قدرداني كنيد و احساسات و استعدادهاي خاص خود را دوست داشته باشيد. يك نامه عاشقانه براي خودتان بنويسيد و كارهايي را انجام دهيد كه از آن لذت مي.بريد. از بدن خود بابت زحماتي كه كشيده است، تشكر كنيد. زماني را به خويش اختصاص دهيد و به خودتان رسيدگي كنيد.


    يافتن نقاط قوت خود

    همه ما ويژگي.هاي منحصر به فرد و شيوه.هاي متفاوتي براي بيان خود داريم. دانستن اين مساله بسيار اهميت دارد كه اگر هر كاري را به طور كامل انجام دهيم، خوب و عالي است، حتي اگر با شكل عام و عادي آن متفاوت باشد. اگر همه افراد يكسان باشند، جهان، جاي كسل كننده.اي خواهد شد. كاري را كه در آن مهارت داريد، پيدا كرده و روي آن تمركز كند. شناسايي توانايي.هاي.تان، اعتماد به نفس و رضايت خاطر را در شما افزايش خواهد داد و كمك خواهد كرد خودتان را بهتر بشناسيد. خواهيد ديد كه چگونه قدرت منحصر به فردتان، به شما يك امتياز داده و باعث مزيت و تفاوت شما از ديگران خواهد شد.


    تمركز بر روي ديگران

    به جاي تمركز بر ناراحتي.ها و افكار خود و موقعيت.هاي اجتماعي، بر افراد ديگر تمركز كنيد و حواستان به آنچه كه آنها مي.گويند، باشد. سعي كنيد از ديگران چيز ياد بگيريد و از آنها در موردشان سؤال بپرسيد و با آنها ارتباط برقرار كنيد.


    تنفس عميق

    اضطراب و ترس را مي.توان كنترل كرد اگر ياد بگيريد براي غلبه بر آنها چطور محكم باشيد. يكي از روش.هاي ساده براي كنترل اين احساسات و رسيدن به آرامش، كشيدن نفس عميق با چشم.هاي بسته است. هنگامي كه نفس عميق مي.كشيد، فقط بر روي تنفس خود تمركز كنيد. در حالي كه از همه افكار بد دور هستيد، نفس عميق بكشيد و عمل بازدم را به آرامي انجام دهيد. روش ديگر، يوگا است. از هنگامي كه شروع به دم و بازدم مي.كنيد، آنها را بشماريد. كم.كم شمارش دم را كنار گذاشته و فقط بازدم.هاي خود را شمارش كنيد؛ مثلاً چهار عدد تنفس دم براي چهار عدد بازدم؛ بدين معني كه زمان و سرعت بازدم خود را كاهش دهيد و در مقايسه با دم، بازدم كمتري داشته باشيد. به كار ادامه دهيد تا احساس آرامش كنيد. اين كار را حتي در يك مكان كوچك هم مي..توان
    انجام داد.


    رهايي از اضطراب

    يكي از تعاريف اضطراب اين است كه «اضطراب عبارت است از انرژي مسدود شده كه بايد آزاد شود.» و اين انرژي را مي.توان از طريق حركات فيزيكي آزاد كرد. ورزش.هايي همچون دويدن و پياده.روي، مي.توانند به آزاد كردن اين انرژي كمك كنند، همين.طور ذهن را به سمت موضوع ديگري منحرف مي.كنند و اين به تجديدنظر در ديدگاه.ها نيز كمك خواهد كرد. روش ديگر، مراقبه (مديتيشن عضلات) است. هر قسمت از بدن خود را به مدت 3 تا 5 ثانيه سفت و منقبض و سپس رها كنيد تا اينكه به بالاي. سرتان برسيد. در اين حين، نفس كشيدن را فراموش نكنيد.


    تجسم موقيعت خوب
    خود را در موقعيتي تصور كنيد كه در آن فردي با اعتماد به نفس و شاد هستيد. اين فكر به شما كمك مي.كند هنگامي كه در آن موقعيت قرار مي.گيريد، همان احساس را داشته باشيد. در جاي راحتي بنشينيد، چشمان.تان را ببنديد و به يك موسيقي آرامبخش گوش دهيد و خود را در مكان يا موقعيتي تصور كنيد كه دوست داريد باشيد. به كار گرفتن تمامي حواس به شما كمك خواهد كرد كه آن را واقعي.تر ببينيد.


    تمرين و تمركز

    كلمات مي.توانند انرژي باورنكردني به انسان بدهند. آنچه ما بارها و بارها با خود مي.گوييم، ذهن ناخودآگاه.مان مي.شنود. اگر با خود بگوييم كه من ناتوان و بيش از حد در انجام كارها خجالتي هستم، همين اتفاق خواهد افتاد. ما آنچه هستيم كه خود مي..خواهيم و خودباور داريم. اگر مرتب با خود تكرار كنيم كه من فردي بااعتماد به نفس و توانا هستم، ذهن ناخودآگاه ما آن را درك خواهد كرد. اعمال ما هميشه بازگو كننده واقعيتي است كه خود مي.خواهيم باشد. اگرچه نمي.توانيم به خود دروغ بگوئيم، اما تفكر و تجسم مثبت مي.تواند ما را در راه اصلاح الگوهاي تفكر قرار دهد.


    مقابله با شرايط بد و ناراحت. كننده

    وقتي موقعيت.ها و مكان.هايي را كه در آن احساس خجالت مي.كنيد، ترك مي.كنيد، در اصل كمرويي خود را تقويت كرده.ايد. به جاي اين كار با آن روبه.رو شويد و مقابله كنيد. اين كار باعث از بين رفتن ترس و رشد شخصيت شما مي.شود. در جايگاه يك ناظر قرار بگيريد و خودتان را بررسي كنيد و از خود بپرسيد چرا من چنين حسي دارم؟ چه چيزي باعث مي.شود اين.گونه رفتار كنم؟


    پذيرفتن شكست ها

    بپذيريد كه احتمال دارد از طرف ديگران پذيرفته نشويد؛ اما به خاطر داشته باشيد كه اين بخشي از زندگي است و تمامي افراد آن را تجربه كرده.اند. شكست بخشي از فرآيند يادگيري است و تو تنها نيستي. در زير به چند نكته اساسي اشاره خواهيم كرد كه از لحاظ ذهني به شما كمك مي.كنند از قبل آماده پذيرش هر اتفاقي باشيد:

    هرگز موضوع را شخصي نكنيد. شما مقصر نبوديد، فقط قرار نبود اين اتفاق بيفتد و اين بهترين اتفاق ممكن براي شما نبوده؛ پس اتفاق نيفتاده است.

    از اين موضوع درس بگيريد و فكر كنيد تمامي اتفاقات، درس.هاي زندگي هستند تا شما به انسان بهتري تبديل شده و قوي.تر شويد. اگر از شكست.ها درس بگيريد، گويا هيچ.وقت شكست نخورده.ايد و آنها را نعمت.هايي مي.بينيد در ظاهري مبدل.

    بلند شويد و بدانيد كه وقتي دلتان براي خودتان مي.سوزد و به حال خود افسوس مي.خوريد، توقف كرده. و به جلو حركت نخواهيد كرد و رشد نيز نمي.كنيد. از نو شروع كنيد و بي.جهت انرژي.تان را هدر ندهيد و دوباره سعي كنيد.


    توقع زياد از خود

    هنگامي كه خود را با محبوب.ترين و مشهور و موفق.ترين افراد مقايسه كنيم كه هيچ شباهتي به ما ندارند، در واقع خود را با كمال موقعيت ديگري مقايسه كرده.ايم و از خودمان انتظار داريم دقيقاً متناسب با آن رشد كنيم و وقتي به آن دست نمي.يابيم، خود را سرزنش مي.كنيم! بنابراين مشكل در نوع افكار ما است كه به ما تعلق ندارند. تصور كاملي از خود داشته باشيد و به خواسته.هاي ديگران فكر نكنيد. تصاوير كامل و بي.عيب ديگران را رها كنيد و اجازه دهيد احساسات شما به طور طبيعي جريان يابند.


    برچسب نزنيد

    از اينكه به خود برچسب خجالتي بودن بزنيد، بپرهيزيد. شما منحصر به فرديد و خودتان هستيد. شما زيبا هستيد؛ هيچگاه فراموش نكنيد.


    مهارت هاي اجتماعي

    مثل تمامي مهارت.هاي ديگر، مهارت.هاي اجتماعي نيز از طريق تمرين و تجربه رشد مي.كنند. هر چقدر بيشتر تمرين كنيد. دفعه بعد آسانتر خواهد شد. اگر قرار است در موقعيت سختي قرار بگيريد، مي.توانيد حتي با خود تمرين كنيد كه چه حرف.هايي بزنيد.


    تصور شرايط سخت

    بعضي اوقات، به علت كمبود مهارت.هاي اجتماعي نيست كه موفق نمي.شويم، بلكه به دليل كمبود اعتماد به نفس و ترس از شكست است. خود را در موقعيت سخت تصور كنيد تا ترس.تان از آن شرايط و از قرار گرفتن در موقعيت.هاي سخت از بين برود. اگر به طور مكرر خود را در آن شرايط تصور كنيد، پس از مدتي متوجه مي.شويد كه آن شرايط خيلي هم سخت نيستند. ممكن است در وهله اول تصور و پذيرش آن كمي سخت باشد؛ ولي بعد به آن خواهيد خنديد.


    بهترين احساس

    رفتن به باشگاه.ها و رستوران.ها خوب است، اما نه براي همه افراد. آنچه به شما احساس آرامش مي.دهد، در خود بيابيد. فعاليت.ها و مكان.هايي را پيدا كنيد كه بهترين احساس را براي شما به ارمغان مي.آورند. شما مجبور نيستيد هر كاري را كه ديگران انجام مي.دهند، انجام دهيد.


    تمركز در لحظه

    به آنچه كه انجام مي.دهيد، آگاه باشيد. وقتي در حال مكالمه با شخصي هستيد، اينكه ظاهر شما چگونه است و چگونه به نظر مي.رسيد را فراموش كنيد و روي كلمات متمركز شويد. نحوه بيان و آهنگ صداي و كلمات شماست كه شخص را وادار به گوش كردن مي.كند.


    ثبت موفقيت ها

    وقتي نكات گفته شده را رعايت كنيد، كم.كم مي.توانيد بر كمرويي خود غلبه كرده و به فكر موفقيت.هاي... آينده باشيد. شما نسبت به حقايق، به بينش جديدي رسيده.ايد و مي.توانيد خود را متفاوت از قبل ببينيد. هنگامي كه به اين موفقيت.ها دست يافتيد، آنها را در يك دفتر يادداشت كرده و فهرستي از آنها تهيه كنيد. با اين كار اعتماد به نفس.تان افزايش مي.يابد و به سمت چيزي حركت خواهيد كرد كه مي.تواند براي شما مفيد باشد.

    منبع:
    http://www.shafaf.ir/fa/news/253671/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%83%D9%85%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D9%8A%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-19-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86
    ویرایش توسط روند یاب : 05-07-2014 در ساعت 11:39 PM

    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  8.  

  9. #85
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    7 دلیل برای خستگی تان که نمی دانستید!

    اگر عادت دارید همیشه پرده ها را بکشید و محیط اطرافتان را تاریک کنید، انتظار شادابی زیادی نداشته باشید.


    «خیلی خسته ام»! جمله ای آشنا و البته آزاردهنده است که در طول روز بارها و بارها تکرارش می کنید و احتمالا دنبال باعث و بانی اش می گردید. البته همیشه کاسه و کوزه ها سر کوتاهی شب ها، استرس های کاری، دشواری کارهای خانه، بی خوابی و درگیری های روزمره شکسته می شود اما خستگی زیاد همیشه از بی خوابی ناشی نمی شود بلکه عوامل دیگری هم هستند که ناگهان باک انرژی تان را به صفر می رسانند. اینگونه می شود که همیشه از خستگی و بیحالی گله می کنید بدون اینکه دلیل واقعی آن را بدانید. با اینحال نگران نباشید، ما به شما کمک می کنیم تا 7 عامل خستگی را بهتر بشناسید.
    1- بریده بریده نفس می کشید
    همین حالا به تنفس تان دقت کنید؛ منقطع ودم و بازدم تان کوتاه و سطحی است؟ معمولا بیشتر افراد اینگونه نفس می کشند اما بدن از این نوع نفس کشیدن ناراضی است چون به میزان کافی اکسیژن دریافت نمی کند. در نتیجه مونواکسید کربن موجود در خون بسیار بیشتر شده و احساس خستگی می کنید. برای اکسیژن رسانی به بدن باید یاد بگیرید با شکم تان نفس گیری کنید. همین حالا دست تان را روی دیافراگم تان بگذارید، با بالا آوردن شکم، عمیق نفس بکشید و سپس رها کنید و هوا را با خالی کردن شکم بیرون دهید. البته این یک تمرین اغراق شده است تا شیوه نفس عمیق کشیدن را یاد بگیرید. به هر حال، روی تنفس تان تمرکز داشته باشید و نفس عمیق بکشید.
    2- خواب و بیداری تان معلوم نیست
    ساعت بیولوژیکی بدن نیاز به برنامخه ثابتی دارد. اگر خواب و بیداری تان زمان مشخصی ندارد، دچار حالتی می شود که انگار در ابرها راه می روید و کاملا منگ و خسته اید، در این صورت کارایی تان را نیز از دست می دهید.
    درست است که آخر هفته ها و روزهای تعطیل برنامه خواب همه به هم می ریزد اما با اینحال باید سعی کنید زمان خواب و بیداری تان را تنظیم کنید. نتایج پژوهش های اخیر نشان می دهند افرادی که ساعت مشخصی برای خواب و بیداری ندارند حتی اگر به میزان کافی هم خوابیده باشند، باز هم احساس خستگی می کنند.
    3- هیچ برنامه تلویزیونی را از دست نمی دهید
    اگر وقتی به خانه برمی گردید جلوی تلویزیون ولو می شوید و حجتی سر شام هم چشم از این صفحه برنمیدارید، بهترین روش را انتخاب کرده اید تا حسابی خسته شوید چون بدن بی تحرک، نشستن را به منزله آماده شدن برای خواب تلقی می کند؛ در نتیجه احساس کسالت همه وجودتان را می گیرد. از این گذشته، وقتی چشم هایتان را به صفحه تلویزیون یا رایانه می دوزید کمتر پلک می زنید. این کار هم نتیجه ای جز خشکی چشم ها ندارد که بطور مستقیم به خستگی چشم منجر می شود، به همین دلیل خیلی زود خسته می شوید و دلتان می خواهد بخوابید.
    برای جلوگیری از این مشکلات فقط کافی است تکانی به خودتان بدهید و حتی هنگام تماشا کردن تلویزیون ورزش کنید. منظورمان همان حرکت های کششی ساده است که در هر حالی می توانید انجام دهید. هنگام پخش آگهی ها چشم از صفحه تلویزیون بردارید، بلند شوید و بدنتان را کش و قوسی دهید، کمی راه بروید، پنجره را باز کنید و نفسی عمیق بکشید. در این صورت احساس بهتری می کنید و خستگی از تنتان می رود.
    4- بدنتان با کویر فرقی ندارد
    خیلی از ما حتی متوجه نمی شویم که در طول روز چقدر کم آب می خوریمخ، به همین دلیل بدنمان بیشتر اوقات در حالت کم آبی جزیی قرار دارد. هیچ وقت منتظر نمانید تا تشنه تان شود و بعد سراغ نوشیدن آب بروید چون احساس تشنگی یعنی بدن دو تا سه درصد مایعات خود را از دست داده است، در نتیجه دچار منگی و بیحالی می شوید.
    احتمالا اگر بگوییم روزانه باید هشت لیوان آب میل کنید وحشت زده می شوید اما نگران نباشید لازم نیست همه این مقدار ترا یکجا سر بکشید. همیشه یک بطری یا یک لیوان آب دم دست تان باشد و در طول روز جرعه جرعه میل کنید. فراموش نکنید که مصرف سوپ، آبمیوه ها یا سبزیجات نیز برای تامین آب بدن مفیدند.
    5- مثل خانم هایوشام زندگی می کنید!
    اگر عادت دارید همیشه پرده ها را بکشید و محیط اطرافتان را تاریک کنید، انتظار شادابی زیادی نداشته باشید. خورشید فقط برای جذب ویتامین D نیست. اگر به اندازه کافی در معرض نور طبیعی نباشید، بدنتان دچار خستگی، خواب آلودگی و کسالت می شود. مغز ما وقتی در وضعیت تاریک و روشن قرار می گیرد سیگنال هایی به بدن ارسال می کند و آن را به حالت خواب می رساند. به همین دلیل وقتی چند روز متوالی هوا گرفته و ابری است، احساس افسردگی و خستگی زیاد می کنید. حتما هر روز از منزل خارج شده و پیباده روی کنید چون 10 دقیقه راه رفتن در روشنایی بیرون از منزل برای کسب انرژی و خلاص شدن از خستگی کافی است.
    6- صبح ها ناشتا می زنید بیرون
    اگر روزتان را بدون خوردن صبحانه یا فقط با یک فنجان چای یا قهوه، مشتی مولتی ویتامین رنگ و وارنگ یا کیک و کلوچه و شیرکاکائو آغاز می کنید، خیلی زود باک انرژی تان خالی می شودو تمام روز احساس خستگی می کنید. عادت کنید هر روز صبحانه کامل حاوی پروتئین و کربوهیدرات و یک واحد میوه تازه میل کنید تا خستگی از شما دور شود.
    7- این چراغ خواب است یا خورشید؟
    اگر شب ها مقابل تلویزیون روشن بخوابید یا نور چراخ خوابتان خیلی زیاد باشد، در طول روز احساس خستگی می کندی چون دراین وضعیت مغز روز و شب را اشتباه می گیرد و به میزان کافی ملاتونین ترشح نمی کند. این هورمون برای خواب خوب و با کیفیت ضروری است. اگر نیازی به چراغ خواب ندارید آن را خاموش یا نور آن را کم کنید. همچنین باید محیط اطرافتان به اندازه کافی تاریک باشد تا طی روز احساس نشاط بیشتری کنید.

    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  10.  

  11. #86
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    هوشمندانه کار کنید، نه سرسختانه

    یکی از راه.های غیرمعمول، اما موثر که می.توان برای افزایش بهره.وری یافت این است که تا حد امکان، اضافه کردن به لیست کارهای روزانه را محدود کنید. یکی از روش.های انجام این کار این است که یک تا سه وظیفه مهم را انتخاب کنید.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران، جیمی اسپیت.هیل، کاپیتان تیم قایقرانی اوراکل آمریکا می.گوید: «خیلی کم دیده.ام که تلاش کمتر نسبت به دیگران، نتیجه رضایتمندانه.ای داشته باشد.» همه ما به تاثیر سخت کار کردن اعتقاد داریم، اما درعین حال می.خواهیم هوشمندانه هم کار کنیم. پنج راه وجود دارد که از طریق علمی اثبات شده است و امکان کار کردن به صورت هوشمندانه را به ما می.دهد. این پنج راه توسط بله بت کوپر، نویسنده و طراح شبکه Buffer (شبکه.ای که به کسب.وکارها کمک می.کند چند حساب شبکه. اجتماعی را در آن واحد مدیریت کنند و با اعضای تیم همکاری داشته باشند.) بیان شده است.

    1) لیست کارهایتان را بازنویسی کنید

    یکی از راه.های غیرمعمول، اما موثر که می.توان برای افزایش بهره.وری یافت این است که تا حد امکان، اضافه کردن به لیست کارهای روزانه را محدود کنید. یکی از روش.های انجام این کار این است که یک تا سه وظیفه مهم را انتخاب کنید. اینها وظایف سخت و بزرگی هستند که حتما باید آنها را در طول روز انجام دهید. در غیر این صورت، این وظایف شما را بیشتر از زمانی که برنامه.ریزی کرده.اید، در شرکت نگه می..دارد یا حتی ممکن است مجبور شوید شام را هم در شرکت صرف کنید.

    بقیه موارد لیستتان می.توانند کارهای کوچکی باشد که تا اتمام کارهای مهمتان وقت دارید آنها را انجام دهید. قبل از اینکه به مواردی که زیاد قابل.توجه نیستند بپردازید، مطمئن شوید که اول این کارها را انجام داده.اید، تا در پایان روز احساس مفید بودن بیشتری کنید.

    راهکار دیگر درمورد این لیست که می.تواند استرس را کاهش دهد، این است که لیستتان را یک شب قبل آماده کنید. تا صبح روز بعد به جای اینکه وقتتان را بر روی تصمیم.گیری کارهایی که باید انجام دهید به هدر دهید، مستقیما سراغ کاری که از شب قبل قصدش را داشتید بروید.

    یک نکته دیگر درباره لیست انجام کارها: فقط بر روی امروز تمرکز کنید. بهترین کار این است که لیست کارهای «امروز» را از لیست همه کارهایی که باید انجام دهید جدا کنید.

    وقتی مشغله زیاد دارید، اغلب به خاطر کارهایی که باید انجام دهید مضطرب می.شوید. برخی.ها عادت دارند این کارها را جایی بنویسند که فراموش نکنند، در غیر این صورت درباره اینکه کی و آیا این کارها انجام می.شوند یا نه نگران می.شوند. ولی نباید اجازه دهید این کارها باعث به هم ریختگی لیست امروزتان شوند، چون فقط امروز را پر مشغله.تر از چیزی که هست نشان می.دهند.

    راه حل پیشنهادی این است که لیست بزرگی از همه کارهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید. سپس هر شب، چند مورد را به لیست روز بعد اضافه کنید. این کار به شما اجازه می.دهد که بر روی کارهای امروز تمرکز کنید و کارهای کوچک دیگری را که یک روز باید انجام شوند، بتوانید به بعد موکول کنید.

    دیوید آلن، نویسنده کتاب «انجام کارها» می.گوید: «ذهن شما برای این است که ایده.ها را به وجود بیاورید، نه اینکه آنها را نگه دارید.» ایده.هایتان را بر روی لیست کارها پیاده کنید، ولی مطمئن شوید که هم لیست «امروز» را دارید و هم لیستی برای کارهای متفرقه که روزی باید انجام شوند. این.گونه انرژی خود را برای یادآوری ایده.های مهم از دست نمی.دهید و اطمینان می.یابید که امروزتان خسته.کننده نخواهد شد.

    2) نتیجه را بسنجید، نه زمان را

    ایده کار هوشمندانه به جای سرسختانه از واقعیتی ناشی می.شود که همه ما ساعات بیشتر و بیشتری را صرف این می.کنیم که کار زیادی انجام دهیم؛ درحالی.که در آخر درمی.یابیم نتیجه عکس بوده است. به همین علت است که دنبال روش.هایی برای مفید بودن در مدت زمان کم هستیم. برای این کار خود را بر کیفیت بهره.وری صورت.گرفته متمرکز کنید. اگر به جای مدت زمانی که بر روی کارتان می.گذارید، خود را با کیفیت کارهایی که انجام می.دهید بسنجید، متوجه تفاوت.هایی بر روی نحوه انجام کار خود می.شوید. برای مثال، اگر پروژه بزرگی برای انجام در دست دارید، سعی کنید آن را به بخش.های «مکمل» جدا کنید. با چند وظیفه کوچک که یک پروژه را تشکیل می.دهند، می.توانید کارهایی را که هر روز انجام می.دهید کنترل کنید؛ حتی اگر باعث شود روزهای زیادی را صرف انجام این پروژه کنید. یک راه دیگر برای سنجیدن کارهایی که هر روز انجام می.دهید این است که لیستی از کارهایی که انجام داده.اید تهیه کنید. یک گزارش روزانه از کارهایی که انجام داده.اید. اگر شروع به جمع.آوری کارهایی که هر روز انجام می.دهید کنید، از اینکه چقدر این روند شما را به انجام کارهایی که اهمیت دارند، تشویق می.کند و باعث می.شود بر روی بیشتر کار کردن تمرکز کنید، متعجب خواهید شد.

    3) عادت.هایی را به وجود بیاورید که برای شروع کار به شما کمک کنند

    من اگر برنامه.ای برای اینکه چه کاری را ابتدا انجام دهم نداشته باشم، صبح.ها زمان بیشتری را بر سر این موضوع از دست می.دهم.

    شاید خطر زمانی دیگری شما را تهدید کند؛ ولی به نظر می.رسد شروع کار مشکل بسیاری از ما باشد. یک راه برای غلبه بر این مشکل ساختن روتینی برای خود است که به مغز و بدن شما بگوید که وقت کار کردن است. روتین شما می.تواند چیزی به سادگی رفت.وآمد یا خوردن قهوه در راه رسیدن به محل کار باشد.

    راه.های دیگر برای ایجاد پیش.زمینه ذهنی می.توانند شامل نشستن پشت میز، خاموش کردن تلفن همراه و کنار گذاشتن آن، ورزش و نرمش کردن یا خوردن صبحانه باشد. حتی ممکن است آلبوم موسیقی داشته باشید که شما را برای انجام کار آماده.سازی می.کند و برای کامل کردن بخشی از روتین به آن گوش می.دهید.

    همین تکنیک.ها در روزهای تعطیل هم کاربرد دارند؛ هرچند ممکن است وسوسه شوید که روتین.تان را در روزهای تعطیل به.طور کلی کنار بگذارید. مدیرعامل شرکت ما نشان داده که حفظ روتین آخر هفته.ها که تفاوت بسیاری با روتین روزهای وسط هفته ندارد بهتر کاربرد دارد: او هرچه بیشتر از روتین آخر هفته.ها دوری می.کند، مدت زمان بیشتری برای از سر گرفتن کار در طول هفته صرف می.کند.

    روتین.ها جزو نشانه.های افراد خشک و منظم نیستند، بلکه نشانه داشتن هدف و پیدا کردن بهترین راه برای رسیدن به آنهاست.

    4) بدانید که کجا وقتتان را تلف می.کنید

    اگر سعی می.کنید مفید باشید، ممکن است تغییر دادن روتین خود و امتحان راه.حل.های جدید قبل از اینکه مشکل جدید را بیابید، به نظر وسوسه.انگیز باشد. قدم اول برای مفید واقع شدن این است که کارهای وقت.گیر خود را شناسایی کنید. با فهمیدن اینکه هر صبح برای آماده شدن چه کارهایی انجام می.دهید، شروع کنید. ممکن است دریابید که بر روی کارهایی مانند انتخاب لباس که شب قبل هم می.توانید انجام دهید وقت صرف می.کنید. و این روند را ادامه دهید: اینکه در طول روز چگونه وقت صرف می.کنید و دنبال طرح هستید، پیگیری کنید.

    ابزاری مانند نرم.افزار مدیریتی RescueTime می.تواند به شما کمک کند. شاید بفهمید که بیش از حد در فیس.بوک وقت صرف می.کنید یا مکالمه.ای که می.توانست 2 دقیقه طول بکشد 10 دقیقه به طول انجامیده است. همین که فهمیدید چه مواردی باعث هدر دادن وقت شما می.شوند، شروع به ایجاد تغییرات اساسی درباره این عادات کنید.

    5) عادت.هایی را ایجاد کنید که کمک می.کنند کار را متوقف کنید

    شاید این مورد به نظر عجیب بیاید، ولی واقعا موثر است. بعضی از ما برای تمام کردن کار بیشتر از شروع کردن آن مشکل داریم. کار آسانی است که تا یک ساعت دیگر به.کار خود ادامه دهید و کامپیوتر خود را بعد از شام با خود حمل کنید و حتی بعد از وقت خواب هم کار کنید. ولی بدترین چیز درباره این عادت.ها این است که تشویقمان می.کنند که مهم.ترین کارهایمان را کنار بگذاریم.

    منبع: http://www.tabnak.ir/fa/news/404519/%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D 9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87


    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  12.  

  13. #87
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    گام.هاي ده گانه براي انتخاب شغل
    اشاره:
    اين روزها انتخاب شغل از گذشته خيلي سخت تر شده است. اين مساله سه دليل دارد: يكي اينكه امروزه شغل هاي خيلي بيشتري نسبت به گذشته وجود دارد، دوم اينكه تعريف شغل هاي مختلف تغييرپذيرتر هستند و آخر اينكه سطح توقع خيلي بالا رفته است. اكثر خانم ها و آقايان كه امروز وارد بازار كار مي شوند، انتظار دارند كه طي زندگي شغلي خود، سه بار يا بيشتر، شغلشان را تغيير دهند. در اين مقاله ۱۰ قدم مهم را به شما معرفي مي كنيم كه براي تغيير شغل بايد برداريد تا شغلي كه انتخاب مي كنيد از هر جهت برايتان مفيد باشد.


    ۱) ارزيابي ارزش ها
    چه چيز واقعاً برايتان اهميت دارد؟ چه كاري را آن.قدر دوست داريد كه اگر برايش به شما دستمزد داده شود، احساس گناه مي كنيد؟ اين سوالات مي تواند به شما كمك كند يكي از مهمترين عناصر انتخاب شغل را پيدا كنيد، يعني ارزشها. ارزش هاي شما تكيه گاه احساسي كاري است كه انجام مي دهيد. در شغل هايي كه خوب نتيجه مي دهند معمولاً بين ارزش هاي شخصي فرد و كاري كه انجام مي دهند، هماهنگي وجود دارد. جستجوي كارتان را با ارزيابي ارزش.هايتان و نوشتن آنها با دقت و وضوح هرچه تمام.تر، شروع كنيد.

    ۲) تشخيص مهارت ها و استعداد ها

    مهارت چيزي است كه طريق انجام آن را ياد گرفته ايد. استعداد چيزي است كه با آن به دنيا آمده ايد. درك تفاوت بين اين دو اهميت بسياري دارد. ممكن است در كاري مهارت داشته باشيد اما برايتان جالب نباشد. اما اين احتمال وجود دارد كه اگر استعداد كاري را داريد، بين آن استعداد خاص و ارزشهايتان تطابق وجود داشته باشد. اين يعني شما از انجام كارهايي كه در آن استعداد داريد بسيار بيشتر لذت مي بريد تا كارهايي كه مهارت انجام آن را آموخته باشيد.

    ۳) تعيين اولويت ها

    همه ما اولويت هاي خاصي در زندگي خود داريم. در برخورد خود با ديگران، در طرز فكر خود و تصميم.گيري.هايمان، در ارجحيت دادن به مفاهيم در مقابل انسان.ها يا برعكس و ميزان راحتي خود با ابهامات زندگي. براي خيلي از افراد، اين اولويت ها در سطح ناخودآگاهشان عمل مي كند اما شديداً بر عملكرد ما با ديگران تاثير مي گذارد. شايد اين سوال.ها بتواند در فهم اين قضيه كمكتان كند: آيا خودتان را فردي شهودي مي دانيد؟ در رويارويي با تصميم گيري.ها، آيا به واقعيات تكيه مي كنيد يا احساساتتان؟ پاسخ شما به اين سوالات شما را به كاري كه بايد انجام دهيد نزديك تر مي كند.

    ۴) تجربه

    هيچ جايگزيني براي تجربه وجود ندارد، هرچه بيشتر بهتر است. مي توان گفت تقريباً همه مشاغل از بيرون، متفاوت از درون آن به نظر مي رسند. اگر به تازگي وارد بازار كار شده ايد يا مي خواهيد شغلتان را تغيير دهيد، با افرادي صحبت كنيد كه در آن شغل دست دارند. شغلي در آن زمينه يا صنعت براي خود پيدا كنيد و مطمئن باشيد هماني خواهد بود كه هميشه مي.خواستيد. و به هيچ وجه فقط به يك تجربه كاري تكيه نكنيد. تا آن جا كه مي.توانيد در زمينه كاري خود، تجربه بيندوزيد. با تجربه خواهيد فهميد كه كاري به دردتان مي خورد و با ارزش ها و اولويت.هايتان جور است يا نه.

    ۵) تخصص اندوزي

    در اين دنياي مملو از اطلاعات تكنيكي، فشار زيادي براي تخصصي كردن علوم يعني بيشتر و بيشتر دانستن در مورد يك رشته محدود است. اين خطرناك است، چون اين احتمال وجود دارد كه شديداً از رده خارج شويد. خيلي افراد كارشان را به اين علت از دست مي دهند كه به تدريج ديدي كانوني نسبت به كس يا چيزي كه هستند و توانايي.هايشان پيدا مي كنند.

    ۶) در اولين شغل، اول تجربه بعد پول

    شايد با معدل خيلي بالا از دانشگاه فارغ التحصيل شده باشيد اما وقتي مي خوهيد وارد بازار كار شويد، اولويت ها حرف اول را مي زنند. يك راه خوب براي بالا بردن فرصت.هاي شغلي خود اين است كه از خودتان سوال كنيد: "كدام مقام امكان بيشتري برايم فراهم مي.كند كه در كارم بهترين باشم؟" و شايد آنكار هماني نباشد كه حقوق دل.خواهتان را به شما عرضه كند.

    ۷) انتخاب شغلي كه بتوانيد به آن متعهد شويد

    تعهد پايين و عملكرد متوسط اين روزها به هيچ وجه قابل قبول نيستند. مشكل اينجاست كه ممكن است زماني پي به مفهوم اين جمله ببريد كه ديگر از كار اخراج شده باشيد. پس چطور بايد خودتان را محافظت كنيد؟ اگر كاري را پيدا كنيد كه بتوانيد به آن متعهد شويد، هيچ.وقت با چنين مشكلي مواجه نخواهيد شد.

    ۸) بنا كردن سبك زندگي براساس درآمدتان نه توقعاتتان

    خيلي از شغل.هايي كه اين روزها به دنبال نيروي كار است، وعده مي دهد كه طي دو سال افزايش حقوق قابل.توجهي برايتان درست كند. مشكل اينجاست كه خيي از تازه واردان به آن كارها با اين ايده وارد آن كار مي شوند و خرج و مخارج.شان را هم با همان ايده انجام مي دهند. يك راه بهتر براي شروع اين است كه درست از همان آغاز كار، سبك زندگي.تان را طوري ساختار بندي كنيد كه بتوانيد ۱۰ درصد از حقوق.تان را هر ماه كنار بگذاريد. پس انداز عاقلانه هميشه يكي از بهترين راه هاي پيشرفت بوده است.

    ۹) گذاشتن ۵ درصد از زمان، انرژي و پولتان براي پيشرفت شغلي

    نمي توانيد منتظر كارفرمايتان بمانيد كه لقمه را به دهان.تان بگذارد. نكته اينجاست كه نمي توانيد در اين زمينه به او اطمينان كنيد. كارفرمايان امروزي مي خواهند هر توماني كه از جيبشان بيرون مي رود، با چند تومان جايگزين شود. آنها روي شما سرمايه گذاري مي كنند و وقتي بتوانند يك سود فوري و خوب يا نيرو و مهارتي خاص در شما ببينند، سريعاً دست به كار مي شوند. نكته اينجاست كه نمي توانيد روي هيچ.كدام اينها حساب كنيد خودتان بايد دست به كار شويد و با تلاش زياد خودتان را جلو ببريد.

    ۱۰) تمايل به ايجاد تغيير و تطابق

    اگر مراحل قبلي كه ذكر شد را مطالعه كنيد، جاي تاكيد بر روي هدف را خالي مي بينيد. دليل آن اين نيست كه اهداف اهميت ندارند بلكه هدف شما معمولاً از همه آن عوامل ديگري كه به آن اشاره شد، مثل ارزش ها، مهارت ها، استعدادها و ... ناشي مي شوند. و حتي اگر آنها را در دفترتان يادداشت كنيد ، باز هم نمي توانيد نياز به تغيير و انطباق و سازگاري با شرايط جديد، رشد خودتان و توسعه فرصت هايتان را بپوشانيد. تفاوت اينجا بين "جهت" و "برنامه" است.

    منبع:
    http://www.bazarekar.ir/02/Fa/DynamicPages/Page.aspx?c=&nwsId=2275

    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  14.  

  15. #88
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    نوشته ها
    455
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    176Array = 28
    قدرت امتیازدهی
    28
    pcmbrokers
    Array
    گوشتخواری یا گیاهخواری؟



    اگر دستگاه گوارش انسانی را با دستگاه گوارش گوشتخوار و علفخوار مورد مقایسه قرار دهیم مشاهده می گردد که تفاوت های چشمگیری وجود دارد.

    !?..Carnivore or vegetarian


    سگ و گربه دو حیوان گوشتخوار مطلق هستند، آب را به هنگام نوشیدن می لیسند در حالیکه انسان همانند گاو و اسب آب را سر می کشد.
    ادامه حیات سگ و گربه با مصرف گوشت خام است در حالیکه انسان تنها با گوشت خام قادر به زندگی نمی باشد چرا که در طی قرون و اعصار گذشته و با این که گوشت در همه زوایای تغذیه بشر رسوخ ناگسستنی پیدا کرده است. در بین کلیه ساکنین کره زمین حتی به طور نمونه یک فرد منحصرا گوشتخوار مطلق که تغذیه اش نظیر سگ یا گربه از راه گوشت برای تمام عمر ترتیب یافته باشد ملاحظه نشده است.


    پس انسان نمی تواند گوشتخوار باشد.



    دندان های دائمی انسان بین 28 تا 32 عدد است در حالی که یک گوشتخوار مانند سگ دارای 42 دندان بوده و دندان گوسفند که علفخوار نشخوار کننده است دارای 32 دندان می باشد. به این ترتیب گاو یا گوسفند فاقد دندان های ثنایی بالایی (پیشین) و دندان های انیاب (نیش) بوده و دندان های آسیای آنها برای آسیاب کردن علوفه مناسب می باشد. به عبارت دیگر گیاهخواران دندان برنده و گوشتخوار ندارند و اصولا دندان های آنها برای گرفتن علف و جویدن گیاه مناسب است. در حالی که دندان های پیشین سگ، که یک گوشتخوار می باشد کوچک بوده و دندان های نیش آن نوک تیز و بلند و مناسب برای پاره کردن گوشت و نیز جنگ و دفاع می باشد.
    دندان های آسیای گوشتخواران نیز تیز و برنده و مخصوص گوشت و استخوان خوردن است. به عبارتی حیوانات گوشتخوار دارای دندان های تیز و پنجه های قوی و سختی هستند تا به وسیله آن شکار را بگیرند و پاره کنند و یک جا با پوست و استخوان رگ و پی بخورند. دو دندان نیش در درندگان و گوشتخواران تیز و بلند است در حالی که در انسان و حیوانات علفخوار در سطح دندان های دیگر است.


    گوشتخواران دندان های نیش نوک تیز و بلند و مناسبی برای پاره کردن گوشت و دندان های آسیا مخصوص گوشت و استخوان خوردن است. دندان های حیوانات گیاهخوار دارای مینا و عاج نیستند و زود فرسوده شده می شکند و دندانه دار است معلوم است که انسان یک نوع دندان ندارد ولی از طرف دیگر می بینیم که دندان هایش مثل دندان های حیوانات گوشتخوار هم نیست.
    چرا در بین همه جنبندگان روی زمین تنها انسان است که دندان هایش خراب می شود و به زحمت باید نگهداری کند؟
    نه در ته بیشه ها و نه در دشت و هامون و نه در عمق دریاها هیچ حیوانی دیده نمی شود که دندان های او ریخته باشد اگر پیدا شد معلوم می گردد که نژاد او رو به نابودی است. ساختمان دندان انسان پس از تشکیل همه اعضاء بوجود می آید و چون عموما پیش از بلوغ دندان درد می گیریم و تقریبا بیشتر مردم دندان سالم در دهانشان ندارند نشان می دهد که نژاد ما به سوی نیستی می رود. مجموع آرواره ها و دندان ها به انسان اجازه نمی دهد که علف بچرد و یا حیوانی را بدرد و اگر وسایل آشپزی در دسترس نداشت قادر به خوردن گوشت نبود. آرواره و دندان های انسان فقط خاصیت جویدن دارند و چریدن و دریدن وسایل دیگری می خواهد. چریدن غالبا توام با نشخوار کردن است و متاسفانه یا خوشبختانه انسان چنین وسیله ای ندارد.



    خوراک اصلی انسان میوه ها و غلات و ریشه هایی مانند هویج و امثال آن می باشد. علفخواری و گوشتخواری مناسب فکین و دندان های ما نیست و بعد از خوردن گوشت و سبزیجات ناگزیر به خلال کردن دندان ها می باشیم. بزاق یا آب دهان ما دارای قدرت و خاصیت تبدیل نشاسته به قند است و این موضوع به خوبی ثابت می کند که غلاتی مانند گندم خوراک اصلی انسان هستند مخصوصا این که آرواره و دندان های ما برای جویدن آن کاملا آماده می باشند. بزاق ما هیچ گونه اثری روی گوشت ندارد.
    دندان های نیش گوشتخواران مانند دشنه است. دندان های این درندگان دارای ناهمواری زیادی است و پاره کردن گوشت و نرم کردن استخوان ساخته شده است. دکتر کارتن در این باره می نویسد، آراواره های انسان های ما قبل تاریخ دارای دندان هایی بوده که در اثر استعمال زیاد پهن شده و ابدا اثر کرم خوردگی در آنها دیده نشده است و این امر می رساند که غذای طبیعی سختی داشته اند مه احتیاج زیاد به نرم کردن داشته است. کسی که سلامتی می خواهد باید به سوی طبیعت روی آورد.
    دانشمند دیگری در این زمینه می نویسد، تمام این حرف هایی مه درباره انسان های ماقبل تاریخ در مورد شکارچی بودن آنها می نویسند دروغ و اتهام است بشر ماقبل تاریخ فقط با مواد گیاهی تغذیه می کرده است. گوشتخواران باید توام با خوردن استخوان و پوست و پشم و پر حیوان باشد و دهان و دندان های ما قادر به جویدن آنها نیستند. یکی از دانشمندان در این مورد می گوید انسان دارای پوزه ی گوشتخواران نیست و دندان های خاص برای پاره کردن نسوج ندارد. عده ای وجود دندان نیش را در انسان دلیل گوشتخواری او می دانند در صورتی که شتر و گوزن هم دندان های نیش کوتاه شبیه به آنچه انسان دارد دارند.
    فکین انسان های اولیه به ما نشان می دهد که دندان آنها خیلی کار کرده اما کرم خورده نیست و این دلیل آن است که خوراک آنها خیلی ساده و خشن بوده و جویدن زیاد لازم داشته است. مثل میوه های خشک و دانه گیاهان ولی سالم و طبیعی بوده است.



    معده گاو یا گوسفند شامل شکمبه، نگاری، هزارلا و شیردان است که برای گوارش علوفه مناسب می باشد و حیوان قادر است از اسید های آمینه ای که توسط باکتری ها در معده اش تشکیل می شود استفاده کند، در صورتی که معده گوشتخواران اندامی کوچک است و دارای ترشح اسیدی زیادی است. به عبارتی معده گوشتخواران یک کیسه گرد است که میزان ترشح اسید کلریدریک آن 10 برابر معده موجودات گیاهخوار است و این اسید گوشت را با سرعت زیاد هضم و جذب می کند. معده انسان به صورت یک استوانه مایل است و ساختاری پیچیده درد که در انتها کمی خمیده است و این خمیدگی اثنی عشر (دوازدهه) نام دارد.
    درندگان و حیوانات گوشتخوار قادر به پاره کردن گوشت بوده و قطعات بلعیده شده را به معده فرستاده شیره های هاضمه ای مواد گوشتی را از هم متلاشی کرده چربی آن را برای تولید انرژی و پروتئین آن را برای بازسازی سلولی به مصرف می رسانند.
    حیوان گوشتخوار نظیر سگ و گربه را می توان گیاهخوار کرد ولی امکان ندارد که حیوان گیاهخوار، گوشتخوار شود و بدون شک زندگیش تباه گشته تمامی موهایش ریخته و به سرعت غیر قابل انکاری خواهد مرد زیرا روده های بزرگ و طویل او فرصت زیادی برای جذب بیش از حد سموم ناشی از مواد گوشتی را پیدا کرده حیوان را مسموم ساخته و به سوی مرگ می کشاند.



    اما روده های حیوانات گوشتخوار بسیار کوتاه بوده، فرصت نمی دهد تا مواد گوشتی و تعفن ناشی از این قبیل مواد مدت زیادی در طول روده ها توقف نماید لذا اگر هم میوه خوار یا گیاهخوار شود با شیوه جدید تغذیه عادت خواهد کرد و حاصل تغذیه به مرگ وی منتهی نمی شود.
    روده باریک که هضم و جذب مواد غذایی را به عهده دارد در هر کدام متفاوت است. چنانچه طول روده کوچک گاو و گوسفند که علفخوار هستند به ترتیب 39 و 24 متر می باشد در حالیکه روده کوچک سگ که گوشتخوار است 3.9 متر طول دارد و در ازای روده باریک در انسان به حدود 8 متر می رسد. به عبارت دیگر طول روده در حیوانات گوشتخوار و درنده بسیار کوتاه می باشد و بر عکس طول روده حیوانات علفخوار نظیر اسب خیلی طویل و حتی حدود 25 متر می رسد.
    چون گوشت در محیط روده دچار فساد و گندیدگی می شود، لذا به سرعت طول روده کوتاه را طی کرده و از دستگاه گوارش خارج شده و فرصت مسموم کردن حیوان در بین نیست در حالی که روده های طویل اسب با فرصت کافی کلیه مواد سلولزی را تجزیه کرده و از همه ذراتش نهایت استفاده را می نماید. پس زمانی کافی و فرصتی مناسب برای این کار لازم است که با طویل بودن روده این مقصود عملی می شود به همین منظور طول روده انسان نسبتا طویل بوده و در حدود 8 متر می باشد و طوری طراحی شده است که بتواند غذا را مدتی نگاه دارد و تمام مواد غذایی آن را جذب نماید.
    انسان نیز در این گیر و دار با روده نسبتا طویل خود نمی تواند گوشتخوار باشد و این همه اختلالات گوارشی کولیت، گاستریت و اختلالات دیگر ناشی از تغذیه غلط و محاسبه اشتباه در تغذیه انسانی است و الا چرا در کشور های آفریقایی، هندوستان، پاکستان که با رژیم گیاهخواری زندگی می کنند بیماری های گوارشی کشورهای متمدن غربی مشاهده نمی شود. حتی نوع ترشحات در روده نیز فرق می کند چون روده گوشتخواران کوتاه است غذا در معده شان به مدت زیادی نمی ماند. پس پیداست که اگر یک حیوان میوه خوار در خوردن گوشت افراط کند چه حالی به او دست خواهد داد.
    علاوه بر این در معده حیوان میوه خوار، عصاره های اسدی قوی نیست که گوشت را زود حل کند. درازی روده در غیر گوشتخواران و پیچ در پیچ بودن آن موجب می گردد که گوشت خورده شده بیش از اندازه در معده مانده عفونت ایجاد کند و سموم گوناگون را در خون به جریان اندازد. در روده انسان، توقف طولانی گوشت باعث فساد آن می شود و سموم ناشی از آن به خون می ریزد و این خود باعث به وجود آمدن بسیاری از بیماری هاست و این مطلب دلالت بر گیاهخوار بودن انسان دارد.
    گوشت ارزش کالری ضعیفی داشته و 100 گرم گوشت حدود 220 کالری انرژی تولید می کند که قابل مقایسه با 100 گرم آرد سبوس دار که 360 کالری انرژی تولید می کند، نیست.
    گوشت نمک های معدنی بسیار کمی دارد (کمتر از 1 درصد).
    گوشت از نظر اسیدهای چرب اشباع شده که باعث ایجاد کلسترول و آرتریواسکلروز می شوند غنی است.
    گوشت فضولات روده ای کمی تولید کرده و به همین دلیل ماده ای است که یبوست و حالت اسیدی روده را به وجود می آورد.
    بدن انسان برای مصرف گوشت ساخته نشده است زیرا انسان کبد و کلیه ای که قادر به تصفیه و دفع مواد مشتق از تخریب گوارشی اسیدهای آمینه پروتئین های حیوانی باشند در اختیار ندارد.


    کبد و کلیه های انسانی که دائما گوشت مصرف می کند بیش از حد کار می کند و تمام انواع بیماری ها از عملکرد غیر طبیعی آنها ناشی می شود.
    تخریب گوارشی گوشت باعث تخمیر های روده ای و گندیدگی سمی می شود که توسط فضولاتی مسموم کننده هستند به وجود می آید و همه جا را فرا می گیرد.
    هسته سلولی اسیدهای آمینه که از تخریب پروتئین های حیوانی به دست می آید از نظر پورین ها غنی است. تخریب متابولیک این پورین ها اسید اوریک را تولید می کند که برای سلامتی مضر است زیرا بافت ها و مفاصل را اشباع می سازد.
    اسید اوریک به وجود آمده از پورین های گوشت باعث ایجاد روماتیسم ها، آرتریت ها، ناراحتی های گوارشی و عصبی و ... می گردد.
    بزاق دهان حیوانات گوشتخوار اسیدی است و می تواند گوشت را هضم کند و بزاق این حیوانات (پتالین) را که مخصوص هضم نشاسته است ندارد. پتالین ماده موثر بزاق دهان انسان است و حیوانات گوشتخوار فاقد بزاق هضم کننده می باشند وقتی که یک لقمه نان را مدت درازی بجوید داخل دهانتان مزه ای حس می کنید که کمی شیرین است.
    اما این امر زائیده تاثیر یک ماده شیمیایی به این نام است که نشاسته آرد را که غیر محلول است و بدن نمی تواند به تحلیل ببرد تبدیل به مالتوز که قند بسیار محلولی است می کند. همانطور می دانیم بسیاری از مواد غذایی از قبیل نان، رشته، برنج، سیب زمینی، لوبیا، نخود فرنگی و شاید غلات محتوی نشاسته هستند. به عبارتی چون در گوشت ماده قندی وجود ندارد لذا در بزاق درندگان و حیوانات گوشتخوار هم پتالین وجود ندارد. در صورتی که در بزاق انسان و حیوان علفخوار اولین قدم برای هضم مواد قندی وجود مقادیر قابل ملاحظه ای پتالین می باشد. که این نشانه گیاهخوار بودن انسان است و وجود پتالین در بزاق دهان انسان دلیل بر گیاهخوار بودن مسلم انسان است و همینطور بزرگترین سند علمی که علیه گوشتخواری عرضه می شود این است که سلول های معده گوشتخواران می توانند ازت حاصله از هضم گوشت را تبدیل به آمونیاک نماید.

    منبع:
    http://www.ileev.com/ar-417/%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D B%8C-%DB%8C%D8%A7-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D B%8C%D8%9F.html


    هیچ تریدری در دنیا صلاحیت تعیین حجم و حتی اردر گذاری نداره. این وظیفه نرم افزار هاست.

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    معلوم بودن هدف، نقطه آغاز همه موفقیت هاست.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة، استجیب له»:
    هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

  16.  

  17. #89
    کاربرجدید

    تاریخ عضویت
    Sep 2018
    نوشته ها
    1
    تشکر
    1
    تشکر از ایشان ، 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    10Array = 0
    قدرت امتیازدهی
    0
    pcmbrokers
    Array
    رنگ لباس کار | انطباق رنگ لباس کار با شرایط محیطی



    آیا از خود پرسیده ایم علت این همه تنوع در رنگبندی لباس کار چیست ؟ چگونه انتخاب رنگ مناسب یک لباس کار می تواند به طول عمر آن بیافزاید ؟ ارتباط بین رنگ لباس کار و افزایش راندمان تولید چیست ؟ در ادامه مطلب ، سوالات مطرح شده را مورد بررسی بیشتر قرار می دهیم.

    آیا از خود پرسیده ایم علت این همه تنوع در رنگبندی لباس کار چیست ؟
    در جواب این سوال می توان گفت ، با گذشته زمان و پیشرفت چشمگیر صنعت و البته با توجه به نیاز امروزه جامعه ، فعالیت شغلی افراد نسبت به قبل تخصصی تر شده که به وجود آوردن هزاران شغل جدید که در گذشته نبوده ، منجر شده است. متفاوت بودن شرایط کار ، شرایط آب و هوایی محل فعالیت ارتباط مستقیمی با رنگ لباس کار دارد. در واقع تنوع در رنگ بندی لباس کار این امکان را به طرف می دهد که تا حد بسیاری بر سختی های محیطی و جوی غلبه کند و به آسان کردن فعالیت کمک بسزایی بکند.

    چگونه انتخاب رنگ مناسب یک لباس کار می تواند به طول عمر آن بیافزاید ؟
    شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی بین رنگ مناسب لباس کار با طول عمر آن نباشد ولی با کمی دقت بیشتر در این قضیه متوجه می شویم که اگر رنگ لباس انتخابی با شرایط محیطی ( اشاره به رنگ آلودگی محیط کار که سبب ایجاد لکه روشن یا تیره شود ) همخوانی نداشته باشد و تمامی آثار آلودگی به راحتی بر روی لباس کار نمایان شود ، که در بیشتر موارد این لکه ها با شستشو از بین نمی روند ، علارغم از سبب از بین رفتن طرج لباسکار می شود ، فرد را موجاب به خرید دوباره لباس کار قبل از اتمام عمر مفید آن می کند که ممکن است توجیه اقتصادی نداشته باشد. اما در صورت همخانی لباسکار با محیط کار یا عبارت دیگر هم رنگی لباس با آلودگی محیطی ، حتی اگر شستشوی لباس نتواند بر از بین بردن آن تاثیری بگذارد ، مشکلی برای ضاهر لباس کار پیش نمی آید.



    ارتباط بین رنگ لباس کار و افزایش راندمان کار چیست ؟
    همانند مطلب بالا ممکن است متوجه ارتباط بین این دو نشویم ، اما در کشور های صنعتی برتر جهان ، انتخاب رنگ لباس کار بسیار مهم و نقش آن را در افزایش راندمان کار ، کاهش خستگی نیروی کار در ساعات کاری کلیدی می دانند. استفاده از رنگ های شاد در لباسکار ، تاثیر مثبت بر روحیه افراد نیز دارد.



  18.  

 

 
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 789

موضوعات مشابه

  1. نمونه های خط روند
    توسط PCM در انجمن تحلیل های تمرینی اعضا
    پاسخ: 66
    آخرين نوشته: 07-09-2015, 03:11 PM
  2. تحلیل: رادار روند
    توسط say در انجمن تحلیل های شخصی توسط اعضا
    پاسخ: 25
    آخرين نوشته: 07-07-2013, 05:45 PM
  3. روند قیمتی سیارات
    توسط Saeed_Yousefi در انجمن پیرامون گن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: 04-19-2013, 08:14 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •